(شعر ) دلتنگی
دلتنگم و چون ابر بهارم امشب
انگار قرار است ببارم امشب
از دست کسی شکوه ندارم مردم
از دست خودم پا به فرارم امشب !
عقلی نگذاشتی برایم ای عشق
دیوانه ی این شهر و دیارم امشب!
نزدیک تری از رگ گردن پس من...(1)
با سجده و سجاده چه کارم امشب ؟!
سجاده مرا یک،دو قدم بیش نبرد
بر موج نگاه تو سوارم امشب !
با ذکر تو "تطمئن قلوب" اند همه (2)
با یاد تو من چه بی قرارم امشب !
از هر چه که بوده ام پشیمانم من
اینگونه پریشان نگذارم امشب!
صد صاعقه هق هق به هوایم دارم
من دست خودم نیست نبارم امشب
--------------------------------------------
(١)نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ (ق/16)
ما به او ]انسان[ از رگ گردن نزدیکتریم!
(٢)أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (الرعد/28)
آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش مىیابد!

