شب ققنوس - شعر ها و نوشته های علی خلیلی

(گزیده کتاب) ده گفتار - بخش سوم

امر به معروف و نهی از منکر در قرآن

و لتکن منکم امة یدعون الی الخیر و یأمرون‏ بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون

سوره آل عمران ، آیه 104 : [ و باید گروهی از شما باشند که به سوی‏ خیر دعوت کنند و به کارهای خیر فرمان دهند و از زشتیها باز دارند و اینان رستگارانند ] .

 

چهار شرط ذکر شده برای امر به معروف و نهی از منکر

معمولا فقهاء چهار شرط ذکر می‏کنند : یکی علم و معرفت ، دیگر احتمال اثر و نتیجه ، سوم نبودن ضرر و به تعبیر بعضی از فقهاء مترتب نشدن مفسده ، چهارم ادامه و اصرار متخلف ، یعنی آنکس که معروف را کرده و یا مرتکب منکر شده خودش منصرف و نادم و پشیمان نشده باشد

 

سه درجه و سه مقام امر به معروف و نهی از منکر

در اخبار و احادیث به طور کلی وارد شده که سه درجه و سه‏ مقام دارد : مرتبه قلب ، مرتبه زبان ، مرتبه دست .

 

مرتبه قلب

در درجه اول مسلمان باید در قلب خود نسبت به خلاف کاریها و ترک واجبات الهی و ارتکاب منهیات‏

دینی تنفری احساس نماید ، و کمترین مظهری که این تنفر قلبی می‏تواند داشته باشد یک عمل منفی است یعنی و ترک معاشرت ، و همچنین است اظهار تأسف و تکدر با قیافه .

 

مرتبه زبان

در مرتبه زبان هم باید اول از طریق پند و نصیحت‏ و نرمی وارد شد و اگر فائده نکرد سخنان درشت و با خشونت به کار برده‏ شود .

 

مرتبه دست

برای مرتبه ید و عمل هم مراتبی ذکر کرده‏اند و غالبا متوجه این قضیه‏ شده‏اند که گاهی احتیاج می‏افتد به اینکه اعمال زور و عنف بشود و بسا می‏شود صدمه‏ای برطرف وارد شود و جراحتی بردارد ، و یا آنکه احیانا ممکن‏ است منجر به قتل کسی بشود . به اینجا که می‏رسد فقهاء به اصطلاح توقف‏ می‏کنند و می‏گویند این دیگر وظیفه عامه مردم نیست . عامه حق ندارند از پیش خود دست به اینگونه کارها بزنند . این مرتبه امر به معروف و نهی‏ از منکر وظیفه حاکم شرعی و یا کسی است که از طرف حاکم شرعی اجازه و دستور این کار را داشته باشد . اگر به عامه مردم اجازه این کارها داده‏ شود مستلزم هرج و مرج در اجتماع می‏شود .

 

مفهوم حد

" حدود " عبارت است از مجازاتهائی که از طرف شارع اسلام حد و اندازه‏اش‏ برای همه معین شده مثل حد دزدی و حد زنا .

 

تعریف تعزیر

" تعزیز " عبارت است از مجازاتهایی برای خلافکاریهائی که شارع اسلام برای آن خلافکاریها مجازاتهائی‏

در حد و میزان معینی قرار نداده و آن را در هر موردی به نظر شخص حاکم‏ قرار داده که بر حسب علل و عوامل مختلفی که در هر موضوع هست هر اندازه‏ می‏داند و مصلحت اقتضا می‏کند آن را تعیین کند .

 

تاریخچه دایره حسبه

در حدود هزار سال پیش تقریبا ، این اصل در جامعه اسلامی و حکومت اسلامی‏ دائره و تشکیلاتی به وجود آورده که در تاریخ اسلام آن دائره ، دائره حسبه‏ یا احتساب نامیده می‏شود و قرنها ادامه یافت . من تاریخ دقیق پیدایش‏ دائره حسبه رانمی‏دانم که از چه زمانی پیدا شده و به این نام نامیده شده ،

ولی قدر مسلم اینست و شواهد تاریخی دلالت می‏کند که در قرن چهارم بوده‏ است و علی‏الظاهر در قرن سوم پیدا شده باشد . این دائره به عنوان امر به‏ معروف و نهی از منکر درست شده و پایه دینی داشته و از شؤون حکومت بوده‏ است

 

امر به معروف و نهی از منکر در قرآن

« و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یامرون بالمعروف و ینهون عن‏ المنکر و یقیمون الصلاه و یؤتون الزکاه و یطیعون الله و رسوله اولئک‏ سیرحمهم الله ان الله عزیز حکیم »( 1 ) . یعنی مردان مؤمن و زنان مؤمنه‏  - دوستان یکدیگرند و بین آنها رابطه و صله مودت و عواطف محبت‏آمیز حکمفرما است ، امر به معروف و نهی از منکر می‏کنند ، نماز را بپا می‏دارند ، زکات را ادا می‏نمایند ، خدا و پیغمبر را اطاعت می‏کنند . اینها هستند که البته رحمت الهی شامل حالشان می‏شود . خداوند غالب و حکیم است .  سوره توبه ، آیه . 71

 

اتفاقات هولناک و وحشیانه به نام امر به معروف و نهی از منکر!

همان‏طور که وقتی انسان به سفارشها و توصیه‏های پیشوایان‏ دینی مراجعه می‏کند و یا به تاریخ دور این اصل مراجعه می‏کند متأثر و متأسف می‏شود که چرا این اصل امروز عملی نیست ، وقتی هم که درباره‏ منظره‏های هولناک و وحشیانه‏ای که در این اواخر به نام امر به معروف و نهی از منکر پیدا می‏شده فکر می‏کند خدا را شکر می‏کند که چه خوب شد که این‏ امر به معروفها و نهی از منکرها از بین رفت و ای کاش اگر بقایائی هم‏ دارد از بین برود . مظاهری در این اواخر به نام امر به معروف و نهی از منکر در زندگی اجتماعی ما پیدا شده که باید گفت اگر معنای امر به معروف‏ و نهی از منکر این است ، خوب است متروک بماند .

 

مقصر بودن مسلمین در متروک ماندن امر به معروف و نهی از منکر

ما باید قبل از توجه به علل‏ خارجی قضیه ، سخن معروف منسوب به امیرالمؤمنین ( ع ) را فراموش نکنیم‏ که فرمود « دواؤک فیک ، و داؤک منک » دوای درد تو در خود تو است و منشأ درد هم در خود تو است . این خود ما بودیم که این اصل را به صورتی‏ درآوردیم که مردم را بیزار کردیم و این اصل را فراموشاندیم .

 

تجسس و مداخله در امور خصوصب افراد ممنوع است

ما فقط در مورد منکراتی که علنی‏ است و به آنها تجاهر می‏شود حق تعرض داریم . دیگر حق تجسس و مداخله در اموری که مربوط به زندگی خصوصی مردم است نداریم . ولی در گذشته نزدیک‏ یکعده مردم ماجراجو و شرور بالطبع که می‏خواستند ماجراجوئی کنند و حساب‏ خرده‏های خود را با دیگران صاف کنند ، این اصل مقدس را دستاویز قرار می‏دادند ، احیانا برای آنکه بتوانند مقاصد خود را عملی کنند چند صباحی در گوشه مدرسه زندگی می‏کردند و برای خود عبائی و ردائی و عمامه و نعلینی و

ریش و هیکلی می‏ساختند و بعد به جان مردم می‏افتادند . چه جرمها و جنایتها که به این نام نشد ! و چه منکرات شنیع که به نام نهی از منکر واقع نشد ! داستانها در این زمینه هم شنیده‏ایم و می‏دانیم .

 

داستان مرحوم آقا نجی اصفهانی

می‏گویند در زمان ریاست مرحوم آقا نجفی اصفهانی یک روز عده‏ای‏که نام طلبه روی خود گذاشته بودند ولی طلبه واقعی نبودند ( طلاب واقعی‏ همیشه از اینگونه اعمال و ماجراها خود را دور نگه می‏داشتند ) در حالی که‏ نفس می‏زدند و یک دایره شکسته و یک دمبک شکسته در دست داشتند آمدند به منزل مرحوم آقا نجفی . ایشان پرسیدند چه خبر است ؟ از کجا می‏آئید ؟ اینها چیست در دست شما ؟ گفتند در مدرسه بودیم که به ما اطلاع دادند در چندین خانه آنطرف مدرسه مجلس عروسی است و در آنجا دایره و دمبک‏ می‏زنند . از پشت بام مدرسه از روی بامهای خانه‏ها از این پشت بام به آن‏ پشت بام رفتیم تا به آن خانه رسیدیم . داخل آن خانه شدیم و مردم را زدیم‏ و دایره و دمبک آنها را شکستیم . یکی از آنها جلو و آمد و گفت : من‏ خودم رفتم جلو سیلی محکمی به گوش عروس زدم . مرحوم آقا نجفی گفت : حقیقة نهی از منکر هم همین است که شما کردید . چندین منکر به نام نهی از

منکر مر تکب شدید : اولا مجلس عروسی بوده ، ثانیا شما حق تجسس‏ نداشته‏اید ، ثالثا شما چه حق داشته‏اید از پشت بامهای مردم بروید . رابعا کی به شما اجازه داده که بروید زد و خورد کنید ؟

 

منکراتی به نام امر به معروف و نهی از منکر !

باید بدانیم بسیاری نهی از منکرها روی قانون امر به معروف و نهی‏ از منکر نیست ، بلکه خود آنها منکراتی است که باید جلو آنها گرفته شود

 

اصل پند و بند

مردم در اجراء این اصل توجهشان فقط به همین‏ دو چیز است . آن دو چیز یکی گفتن است و دیگری اعمال زور ، یعنی اول‏ بگوئیم بعد هم اگر از گفتن نتیجه نگرفتیم اعمال زور بکنیم . و به تعبیر دیگر که تعبیر سعدی است ما به " پند " معتقد هستیم و " بند " ، اول‏ پند می‏دهیم و اگر اثر نکند و قدرت داشته باشیم ، به زدن و بستن متوسل‏ می‏شویم . این دو تا را خوب شناخته‏ایم و به این دو تا آشنائی داریم . البته شک نیست که گفتن و پند دادن ، وسیله‏ای است از وسائل . اعمال‏ زور هم به سهم خود در مواردی وسیله دیگری است از وسائل . ولی آیا وسیله‏ امر به معروف و نهی از منکر منحصر است به همین دو ؟ وسیله دیگر و راه‏ دیگری نیست ؟

 

برداشت های نادرست از مراحل امر به معروف و نهی از منکر

ما معمولا از مرحله‏ قلب بجای آنکه اخلاص و حسن نیت و علاقه به سرنوشت مسلمانان را درک‏

کنیم ، جوش و خروش و عصبانیتهای بیجا می‏فهمیم ، و از مرحله زبان بجای‏ آنکه بیانهای روشن کننده و منطقی بفهمیم ، که قرآن می فرماید : « ادع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة » ( 1 ) ،

موعظه‏ها و پندهای تحکم‏آمیز می‏فهمیم ، و از مرحله ید و عمل هم بجای اینکه‏ تبلیغ عملی و حسن عمل و همچنین تدابیر عملی بفهمیم ، تنها این مطلب را فهمیده‏ایم که باید اعمال زور کرد .

 

امر به معروف و نهی از منکر به وسیله غیر زبان

در حدیث است : « کونوا دعاه للناس بغیر السنتکم » (اصول کافی‏ج 2 ص 78 باب ورع .  ) . مردم را به دین حق و صلاح دعوت کنید اما با ابزاری غیر از ابزار زبان یعنی با ابزار عمل .

 

تقدم تربیت خود بر تربیت دیگران

علی ( ع ) می‏فرماید " « من نصب نفسه للناس اماما فلیبدأ بتعلیم نفسه‏ قبل تعلیم غیره و لیکن تادیبه بسیرته قبل تأدیبه بلسانه ، و معلم نفسه و مودبها احق با لا جلال من معلم الناس و مودبهم » " (نهج‏البلاغه ، حکمت . 73  ) . یعنی آنکس که‏ می‏خواهد پیشوای مردم باشد و مردم را به دنبال خود به راهی دعوت کند ، پیش از آنکه می‏خواهد به دیگران یاد بدهد خود را مخاطب کند و به خودش‏ تعلیم و تلقین نماید . پیش از آنکه می‏خواهد مردم را با زبان خود تربیت‏ کند ، با عمل و روش اخلاقی خوب و اخلاق صحیح ، خود را تربیت کند . آنکس‏ که خودش را تعلیم و تلقین می‏کند و خودش را تربیت و تأدیب می‏کند برای‏ احترام و تکریم شایسته‏تر است از آنکه معلم و مربی دیگران است . 

 

انتظار بیش از حد از زبان و گوش

از زبان اعجاز می‏خواهیم . بالضروره ، گفتن و نوشتن خصوصا اگر همانطوری باشد که قرآن فرموده ، حکمت و موعظه حسنه باشد ، حقائق را روشن کند ، تنها به‏ صورت پندهای تحکم‏آمیز و آمرانه نباشد ، شرط لازمی است ولی به اصطلاح شرط کافی و یا علت تامه نیست . و چون از زبان بیش از اندازه انتظار داریم‏ و از گوش مردم هم بیش از اندازه انتظار داریم و می‏خواهیم تنها با زبان‏ و گوش همه کارها را انجام دهیم و انجام نمی‏شود ناراحت می‏شویم و ناله و فغان می‏کنیم و می‏گوئیم : گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من آنچه البته به جائی نرسد فریاداست این شعر برای ما در همه زمانها صادق بوده و هست . فکر نمی‏کنم که ما اشتباه می‏کنیم ، ما بیش از اندازه از این گوش و زبان بیچاره انتظار داریم ، گاهی هم - بلکه بیشتر اوقات - باید از راه عمل و چشم استفاده‏ کنیم ، ما با دست خود و عمل خود خوب رفتار کنیم تا آنها با چشم خودشان‏ ببینند . یک مقداری هم به این گوش و زبان بیچاره استراحت بدهیم .

 

امر به معروف و نهی از منکر درست در امریکا

چندین سال پیش در یکی از شهرهای کوچک واقع در ایالت‏ فیلادلفیا ( امریکا ) زنها مبتلا به قمار بازی شده بودند . ابتدا کشیشها و روزنامه نویسها و خطباء و فصحاء تا می‏توانستند راجع به بدی قمار خصوصا برای زنها گفتند و نوشتند ، ولی مثل همین حرفهای خودمانی مانند گردو روی‏ گنبد سر خورد و پائین افتاد و به جائی نرسید ، تا آنکه شهردار محل به فکر افتاد یکی دو تا باشگاه و نمایشگاه هنری زنانه دایر کند  و سرگرمیهای مناسب در آنجا فراهم نماید ، از قبیل نمایش بچه‏های چاق‏ و تندرست و جایزه دادن به مادران کاردان ، و از قبیل کارهای دستی و غیره‏ ، که هر کدام برنامه و ترتیبات خاصی داشت و مردم را سر ذوق می‏آورد . دو سه سالی از این جریان گذشت که زنهای آن شهر به کلی قمار را فراموش‏ کردند " . این را می‏گویند چاره عملی و تدبیر عملی . این ، معنای دخالت دادن منطق‏
و تدبیر است در مبارزه با منکرات .

 

برخورد غیر اصولی با پدیده غیبت در میان زنان

از قدیم در میان ما معروف است که زنها زیاد غیبت می‏کنند . الان هم‏ زنهای قدیمی و محجبه در عین اینکه اهل نماز و روزه و مسجد و عبادت هستند زیاد غیبت می‏کنند . چرا ؟ زیرا محیط خانوادگی قدیمی ما با آن سبکی که‏ بود طوری است که زن و بیچاره اگر غیبت نکند حرف دیگر و کار دیگر ندارد . اهل علم و معرفت و کتاب که نیست . اهل هنر و کاردستی و صنعت که‏ نیست . در حال فراغت از زحمات خانه سرگرمی دیگری ندارد جز اینکه دور هم جمع شوند و غیبت کنند . روح بالاخره غذا می‏خواهد . وقتی غذای صحیح‏ نرسید ، از گوشت مرده تغذیه می‏کند .ما تاکنون هر چه خواسته‏ایم جلو این عمل را بگیریم از راه موعظه و زبان‏ بوده ، در فکر چاره عملی و تدبیر منطقی نبوده‏ایم ، قهرا بلا اثر مانده ، بعد بجای آنکه خودمان و طرز عمل خودمان را متهم نمائیم زنهای بیچاره را متهم کرده‏ایم که جنس آنها چنین و چنان است .

+نوشته شده در ساعتتوسط مدیر |