شب ققنوس - شعر ها و نوشته های علی خلیلی

(گزیده کتاب) بسط تجربه نبوی – بخش اول

کتاب بسط تجربه نبوی را به جرات می توانم دهشتناک ترین کتابی بنامم که با آن رو به رو شده ام ،از آن جهت که نویسنده در آن کوشیده است تا خلعت کهنگی از تن بسیاری از مفاهیم و مضوعاتی که بسیاری از آنان ارکان زندگی دیندارانه را تشکیل می دهند ، بدر آورد و قبایی تازه و درخور عقل و منطق انسان امروز بر آن ها بپوشاند ، به گمانم نخستین گام برای خواندن این کتاب ، پیش از گشودن آن ، کنار نهادن بخشی از آن چیزی است که تا امروز آن را "دین" نامیده ایم !

 

بسط تجربه نبوی – بخش اول(مقاله بسط تجربه نبوی)

+نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/٢٩ساعت٤:٢٤ ‎ب.ظتوسط علی خلیلی | نظرات ()
(شعر) زخمی

باران بلا بر سرمان باریده ست

بر آینه ها غبار غم پاشیده ست

 

بیهوده در انتظار خورشید نمان

چشم سحر از این همه شب ترسیده ست

 

امسال به جای هر چه که کاشته ایم

از هر وجب زمین تبر روییده ست

 

هر چند که آن ماه تمام است ولی

این برکه بی نام و نشان خشکیده ست

 

با نیت جستجوی انسان یک عمر

آن شیخ چراغ همه را دزدیده ست

 

گاهی به نوای کفر و گاهی ایمان

ای عشق ، دلم به ساز تو رقصیده ست

 

در معرکه جنونت این دیوانه

عمری است که پشت گوش خود را دیده ست

 

این زخمی سر سپرده از دوری تو

با اهل زمین و آسمان جنگیده ست

 

ای موج پریشان نکنی دریا را

مهتاب در آغوش زمین خوابیده ست

+نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/٢٩ساعت۳:٥٠ ‎ب.ظتوسط علی خلیلی | نظرات ()
(گزیده کتاب) ده گفتار - بخش اول و دوم

کتاب ده گفتار شامل ده سخنرانی از استاد مطهری پیرامون مسائل مختلف است که گفتار اول و دوم آن پیرامون موضوع تقوا ایراد شده است . در این دو بخش ، نویسنده تعریف و تصویر تازه ای از تقوا را به مخاطب می نمایاند که تا امروز ندای نا آشنا و بدیعی در میان متون دینی به شمار می آید.

 

ده گفتار - بخش اول و دوم

+نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/٢٩ساعت۳:۳٩ ‎ب.ظتوسط علی خلیلی | نظرات ()
(شعر) غزل گریه

تو را باز در دل صدا می کنم

در این سینه آتش به پا می کنم

 

به امید دیدار تو سال هاست

غزل نذر آیینه ها می کنم

 

شکسته پر و بال هایم ولی

به یادت پرنده رها می کنم !

 

شبی پشت این چشم های غریب

تو را با خودت آشنا می کنم

 

پس از تو شبیه اند مردم به هم

جفا می کنند و وفا می کنم

 

نه این که کسی نیست عاشق شوم

من از خاطراتت حیا می کنم!

 

پس از رفتنت ناگزیرم ، ببخش

اگر درد دل با خدا می کنم

 

دلیل تمام غزل گریه هام

همیشه برایت دعا می کنم!

+نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/٢٥ساعت۱:٢٢ ‎ق.ظتوسط علی خلیلی | نظرات ()
(شعر) نه خدا ، نه خرما !

وقتش شده دل سری به سودا بزند

از عشق پلی به سمت فردا بزند

 

این ماهی از خشکی و ساحل رانده

تصمیم گرفته دل به دریا بزند

 

مشتاق تماشای تو باید اول

قید همه آینه ها را بزند

 

هر کس که به چشمان تو ایمان آورد

کفراست دم از شاید و اما بزند

 

این قلب شکسته ساز خوش آهنگی است

نگذار همیشه تک و تنها بزند

 

تا روز رسیدن به تو سوگند دلم

نه دم ز خدا نه لب به خرما بزند !

+نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/٢٥ساعت۱:۱٩ ‎ق.ظتوسط علی خلیلی | نظرات ()
(گزیده کتاب) حدیث بندگی و دلبردگی - دکتر عبدالکریم سروش

کتاب "حدیث بندگی و دلبردگی" کتابی است که در آن کوشیده شده است از دریچه و منظره دیگر و تازه تری به مسئله دعا و دیالوگ انسان با خدا پرداخته شود ، در اوراق مختلف کتاب با جملات و تعابیر نغز و زیبایی روبه رو می شویم که حقایقی را که چه بسا تا کنون بدیهی پنداشته ایم با چهره ای متفاوت به ما می نمایانند. مطالعه این کتاب می تواند ارزش و اهمیت گفتگو با خداوند را بیش از پیش برای مخاطب روشن ساخته و افق تازه و عمیق تری را پیش روی او قرار دهد.

 

در پشت جلد کتاب این جملات آمده است که نمایه ای از دیدگاه کتاب به مسئله دعا است :

 

دعا فقط صحنه خواندن خدا نیست ، که عرصه شناخت او هم هست ، مونولوگ نیست ، دیالوگ هم هست ، سخن گفتنی دو سویه است و در این مکالمه و مخاطبه است که هم انس حاصل می شود و هم شناخت ، هم پالایش روح می شود ، هم تقویت ایمان ، هم دل خرسند می شود و هم خرد . و چنین است که آدمی به تمامیت خویش در محضر تمامیت طلب ریوبی حاضر می شود و نه دستار که سر را هم می بازد ، و نه به اضطرار عاقلانه که به اختیار عاشقانه می شکند . معشوق همه وجود عاشق را از دل و جان و خرد می خرد و استیفا می کند و این سودای خوش عاقبت در صحنه پر صفای دعا صورت می گیرد که سیرابی سیرت و سریرت در اوست.

در دعا هم از نیاز عاشق سخن می رود ، هم از ناز معشوق ، هم از احتیاج این ، هم از اشتیاق او ، هم از انس ، هم از خوف ، هم از محبت ، هم از معرفت ، هم از توبه و انابت ، هم از کرم و اجابت ، هم از حاجات معیشتی و زمینی ، هم از مطلوبات آرمانی و آسمانی ، هم از تسلیم هم از تعلیم . و چیست جز دعا که این همه نعمت و برکات از دامان و آستین آن سخاوتمندانه فرو ریزد و آن همه خدمات و حسنات کریمانه از دست او برخیزد؟

 

پس از مطالعه کتاب چکیده ای از آن تهیه کردم که در این پست می توانید آن را مطالعه کنید.

 

حدیث بندگی و دلبردگی – بخش اول

 

حدیث بندگی و دلبردگی – بخش دوم

+نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/٢۱ساعت۱٠:۳٠ ‎ق.ظتوسط علی خلیلی | نظرات ()
(شعر) از صدا افتاده ام

هر نفس فریادم اما از صدا افتاده ام

آه ! امشب یاد خیلی چیزها افتاده ام

 

شب که می آمد من و اندوه و شعر و چشم تو

باز امشب یاد آن حال و هوا افتاده ام

 

یک دم آسایش ندید این چشم ها با رفتنت

بعد تو انگار از چشم خدا افتاده ام!

 

همچو سیبی کال بر دست درخت روزگار

از زمین و آسمان هر دو جدا افتاده ام

 

کاروان بخت تنها در مسیر یوسف است

من فقط از چاه خود در چاله ها افتاده ام!

 

سالم از دریا گذشتن راه و رسم ناخداست

با خدا بودم که در موج بلا افتاده ام

 

چشم های تو مرا آن شب کجا گم کرده اند؟

هر چه می گردم نمی دانم کجا افتاده ام!

+نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/۱٦ساعت٢:٢٥ ‎ب.ظتوسط علی خلیلی | نظرات ()
(شعر) ما

دو تا شکسته ی غمگین،که هر دو تنهاییم

که گفته است من و تو به هم نمی آییم؟!

 

ببین شبیه تو شب های من پر از بغض است

بیین که هر دوی ما  از تبار دریاییم!

 

به کوری همه واژه های بی احساس

من و تو عاشقانه ترین شعر دنیاییم !

 

خدا کنار من و تو نشسته و غم نیست

که پیش چشم ریا کار شهر رسواییم

 

ببند پنجره را هیچ اعتمادی نیست

بیا به خانه ی احساس مان بیاساییم

 

من و تو گم شده ایم از تمامی دنیا

و تا همیشه "من" و "تو"کنار هم "ما"ییم!

 

خدا برای خودم آفریده است تو را

من و تو وارث امروز ها و فرداییم !

+نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/۱٦ساعت٢:٢٤ ‎ب.ظتوسط علی خلیلی | نظرات ()
(شعر) خواب دریا

دیده عقل در این معرکه حیران شده است

باز در آینه چشم تو نمایان شده است

 

نو بهار آمده و خون دل لاله شکفت

زلفت این بار به دست که پریشان شده است؟

 

سهم لب تشنگی چند کویر است باز

تکه ابری که بر این دامنه باران شده است!

 

نعش پروانه سحرگاه به آتش پیوست

شمع از شوق نسیم است که رقصان شده است

 

از شبانان بیابان جنون پیری گفت

بره گرگی است که دلبسته چوپان شده است!

 

مست باید شد و بیخود که در این ورطه ناز

هر ملک تا به خودش آمده شیطان شده است!

 

خانه خالی است از آن جلوه نایاب حضور

کعبه بتخانه این قوم مسلمان شده است

 

آتش کینه نمرود گلستان شدنی است

آتش عشق به جان که گلستان شده است؟!

 

گرچه عمری است که دور است زمین از مهتاب

خواب دریا به همین جلوه پریشان شده است

+نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/۱٦ساعت٢:٢٢ ‎ب.ظتوسط علی خلیلی | نظرات ()
(شعر) عاشق کشی

بعد از تو هوای عاشقی مسموم است

هر شعر، پر از واژه نا مفهوم است

 

جرم من و بخشش تو در منطق عشق

این" لازم" آن و آن یکی "ملزوم" است

 

از روز نخست جرم ما آدم ها...

تقصیر فرشته های نامعصوم است !

 

در بازی" جبر" و" اختیار"ت انسان

یک عمر به" اختیار" خود محکوم است !

 

هم با همه کس رشته الفت داری

هم شیوه عاشق کشی ات مرسوم است

 

اسرار تو را نمی شود فاش نوشت

از صورت تو پرده دری مذموم است

 

با این همه رحمت که تو اینجا داری

تکلیف بهشت و دوزخت معلوم است !

+نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/۱٢ساعت٦:۳۱ ‎ق.ظتوسط علی خلیلی | نظرات ()
(کتاب) اقلیت - مجموعه غزل فاضل نظری

بسیاری از دوستان و نزدیکان من از علاقه ام به غزل های فاضل نظری باخبرند ، چند وقت پیش کتاب "اقلیت " که مجموعه نخست غزل های فاضل نظری است را تایپ کردم ( البته چند تا از غزل ها را هم از اینترنت Copy / Past کردم) از محاسن این شیوه هم کم حجم تر شدن کتاب بود که بیش از 70 صفحه داشت و در حدود 15 صفحه (البته بستگی به نوع و اندازه فونت و چینش هم دارد) خلاصه شد ، و حسن دیگر آن آماده شدن مجموعه برای قرار دادن در وبلاگ بود . به امید خدا به زودی وبلاگ جداگانه ای هم برای قرار دادن این مجموعه راه اندازی خواهم کرد تا کار برای کسانی که این مجموعه را در موتور های جستجویی مانند google جستجو می کنند آسان تر باشد.

برای مطالعه تمامی غزل ها روی لینک های زیر کلیک کنید.

 

اقلیت - بخش اول

 

اقلیت - بخش دوم

+نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/۱٢ساعت٦:۱۳ ‎ق.ظتوسط علی خلیلی | نظرات ()
موج سوم

دیشب به واسطه دوستی با خبر شدم که ترانه ام را توی سایت "موج سوم" که کمپین دعوت از آقای خاتمی برای شرکت در انتخابات است ، زده اند. با تشکر از این دوست خوبم برای دیدن ترانه می توانید اینجا را کلیک کنید . لینک دسترسی به ترانه سمت چپ صفحه قابل مشاهده است . یا اینکه مستقیما اینجا را کلیک کنید . راه اول بهتر است ! سری به صفحه اصلی سایت بزنید، هم می توانید اخبار را بخوانید و هم در صورت تمایل طومار الکترونیکی حمایت از آقای خاتمی را امضا کنید .

+نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/۱۱ساعت۱٠:٠٠ ‎ق.ظتوسط علی خلیلی | نظرات ()
(گزیده کتاب) قورباغه را قورت بده 2

قسمت دوم گزیده کتاب قورباغه قورت بده را می توانید در ادامه مطلب این پست مطالعه کنید

ادامه مطلب
+نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/۱٠ساعت۸:٤٧ ‎ق.ظتوسط علی خلیلی | نظرات ()
(گزیده کتاب) قورباغه را قورت بده 1

اولین باری که این کتاب را دیدم با آن اندازه و اسم عجیب و غریب و عکس قورباغه ای که بر روی جلد  آن بود، جز ورق زدنش اشتیاق دیگری را برایم به همراه نداشت ، تا اینکه دیروز تصمیم گرفتم که آن را بخوانم ، همراه مطالعه کتاب خلاصه ای هم از مهمترین مطالب آن تهیه کردم که در ادامه مطلب خواهید دید ، فکر می کنم اولین قورباغه ای که من قورت دادم خواندن همین کتاب و گزینش و تایپ خلاصه اش درکمتر از یک روز بود . نتیجه اخلاقی این ماجرا هم اینکه روی جلد هر کتابی عکس قورباغه یا هر جانور دیگری که دیدید حتما آن را بخوانید !

اگر شما هم می خواهید قورباغه های زندگی تان را قورت بدهید حتما ادامه مطلب را مطالعه کنید.

به علت طولانی بودن مطلب و سهولت در نمایش ، آن را در دو پست مینویسم

ادامه مطلب
+نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/۱٠ساعت۸:٤٤ ‎ق.ظتوسط علی خلیلی | نظرات ()
(گزیده کتاب) 10 راز موفقیت و آرامش درونی

بعد از مطالعه کتاب "10 راز موفقیت و آرامش درونی" نوشته دکتر وین دایر این جملات را از متن کتاب انتخاب کردم که خلاصه ای از مطالبی است که در کتاب شرح داده شده است :

ادامه مطلب
+نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/۸ساعت۸:۱٢ ‎ب.ظتوسط علی خلیلی | نظرات ()
(مقاله ) فتنه عشق - سیری در جهان شناسی حافظ - علی خلیلی

در مکتب عرفان، دنیا پیش از هر چیز تجلی صفات حق است و بدون تردید این اندیشه از اساسی ترین آراء‌ و تفکرات عرفانی است ، چرا که درسمت و سوق رفتار و کنش های عارف در مقابله و رویارویی با پدیده های متفاوت دنیوی سهمی بسزا دارد و نقشی بسیار محسوس ایفا می نماید.

در مکتب عرفان دنیا به مثابه آیینه ای است که جلوه دار جلال حضرت حق است و تمام پدیده های آن چون اوهامی است که از آن وجود حقیقی بر پرده فهم آدمی نقش می بندد .

ادامه مطلب
+نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/۸ساعت۸:٠۳ ‎ب.ظتوسط علی خلیلی | نظرات ()