دلتنگم و چون ابر بهارم امشب
انگار قرار است ببارم امشب
از دست کسی شکوه ندارم مردم
از دست خودم پا به فرارم امشب !
عقلی نگذاشتی برایم ای عشق
دیوانه ی این شهر و دیارم امشب!
نزدیک تری از رگ گردن پس من...(1)
با سجده و سجاده چه کارم امشب ؟!
سجاده مرا یک،دو قدم بیش نبرد
بر موج نگاه تو سوارم امشب !
با ذکر تو "تطمئن قلوب" اند همه (2)
با یاد تو من چه بی قرارم امشب !
از هر چه که بوده ام پشیمانم من
اینگونه پریشان نگذارم امشب!
صد صاعقه هق هق به هوایم دارم
من دست خودم نیست نبارم امشب
--------------------------------------------
(١)نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ (ق/16)
ما به او ]انسان[ از رگ گردن نزدیکتریم!
(٢)أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (الرعد/28)
آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش مىیابد!
راضی ام من به رضایت، همه دنیا ، به درک !
ماهی ام ، هر چه که دور است ز دریا به درک!
هر که رفته است فدای تو و یک لبخندت
تا تو هستی همه کس جز تو خدایا به درک!
من "ندارم" سر دارا شدنم هیچ نبود
آنکه داراست رسیده است به سارا ! به درک!
من که امروز خوشم با تو و چشمت ای عشق
غم آن را که گذشت و غم فردا به درک!
یوسف از شرم تو تا ظلمت زندان رفته است
قلب غمگین و دل تنگ زلیخا به درک!
من تو را خواسته ام هر چه بهایش باشد
شده ام خسته و درمانده و تنها به درک !
گر چه عمری است که مجنون صفتم اما باز
پای عشقت که بیفتد من و لیلا به درک!
طاقت دوری تو در من بی طاقت نیست
گندم و وسوسه و جنت و حوا به درک!
هر چه تاوان رسیدن به تو باشد ، باشد!
حاضرم با تو بیایم به خدا تا به درک!

