این عشق باید تا ابد پیوسته باشد
راه دلت برهر که جز من بسته باشد
با هر که هستی، هر کجا باشی مهم نیست
اما دلت سهم من دل خسته باشد !
غزل 1
از بودنمان کنار هم ترسیدند
یک روز تو را از دل من دزدیدند
انگار که از غرورشان کم می شد
وقتی که "تو" را کنار "من" می دیدند !
سیبی که فقط قسمت این لب ها بود
از شاخه بریدی تو و آن ها چیدند...
تو زخم زدی و عده ای بعد از تو
با زخم زبان خود نمک پاشیدند !
آن روز اگر کنار من می ماندی
بر نعش غرور من نمی رقصیدند
بهتر که نبودی و ندیدی یک شهر
بعد از تو به گریه های من خندیدند!
هر چند که اینگونه به من بد کردی
جز خوبی ات از زبان من نشنیدند!
غزل 2
باید بروم به ابتدا برگردم
از این شب رو به انتها برگردم
با این همه نفرین که شنیده است دلم
با یک لب لبریز دعا برگردم !
عشق تو به بدنامی من ختم شده ست
از این همه حرف ناروا برگردم
در راه حجاز، شوری از مستی نیست
باید که از این راه خطا برگردم !
نگذار که اینگونه زمین گیر شوم
پر های مرا پس بده تا برگردم !
تقدیر من و نبودنت عین بلاست
با هر "قدر" از حکم "قضا" برگردم
از قال و مقال کفر و ایمان سیرم
با حالتی از خوف و رجا برگردم
هر چند که رانده از بهشتم اما
عمرا به جهنم شما برگردم !
عشق تو و شور من پر آوازه شده است
بگذار که بی سر و صدا برگردم
یک عمر دویده ام به سویت اما
باید که تمام راه را برگردم!
سلام
از آخرین باری که به طور مستمر در این فضای مجازی نوشته ام ، سال ها می گذرد، و حالا دوباره حال و هوای نوشتن دارم ، از همین جا اولین پست را تقدیم می کنم به دو دوست عزیزی که سال ها پیش اولین کسانی بودند که در همین فضای مجازی شعر مرا شنیدند ، و شعر من هیچ گاه گوش شنوایشان را فراموش نخواهد کرد . دو دوستی که روز هایی به یاد ماندنی از عمرم با هم نفسی شان طی شد و هر چقدر دور باشند یادشان به من نزدیک ، و هر چقدر با هم متفاوت باشیم خاطراتمان به هم شبیه اند!

غزل اول
تا کی فقط از بلبل و گل ها بگوییم
این شهر عصیان پیشه را زیبا بگوییم؟!
در خواب و بیداری فقط کابوس دیدیم
تا کی برای دلخوشی رویا بگوییم؟!
امروزمان را از همان دیروز کشتند
ما با کدامین شوق از فردا بگوییم؟!
می خواستند آدم شویم اما چگونه...
فرصت نمی دادند از حوا بگوییم!
ما را چنان تا هر سرابی وعده دادند
از یادمان بردند از دریا بگوییم!
ما از جوانی سهممان این شد که تنها
از علم و ثروت سال ها انشاء بگوییم!
مجنون شدیم و عاشقی کردیم اما...
نگذاشتند از عشق و از لیلا بگوییم
ما نان دنیا را به نرخ دین نخوردیم!
بی واهمه از دین و از دنیا بگوییم!
این است مفهوم خدا در مسلک ما
یعنی که بعد از اشهد از الا بگوییم!

غزل دوم
یک نفر از راه آمد آسمانم را گرفت
بال هایم را شکست و آشیانم را گرفت
همچو پاییزی وزید از ناکجابادی غریب
از بهارم شاخه های ارغوانم را گرفت
زخم ها زد بر تن تنهایی ام، من نیمه جان
خواستم فریاد بردارم ،دهانم را گرفت
تا قدم در شهر چشمانش نهادم ناگهان
با نگاهی آمد و از من جهانم را گرفت
او مرا تا اوج یک دیوانگی پراند و بعد
بر زمینم زد همه تاب و توانم را گرفت!
او مرا گم کرد در انبوهی از نادیدنم
رفت و از چشمان هر ناکس نشانم را گرفت
زندگی یک قصه تلخ پر از اندوه شد
آنکه جانم بود روزی رفت و جانم را گرفت!

و اما طنز:
چشمت همه ی قلب مرا فرمت کرد!
کیبورد دلم به دست تو عادت کرد
قلبم به خدا دچار شات داون میشد!
روزی که لب من و تو با هم چت کرد!

چشمم همه ی عمر به در دوخته بود
صد شعله درون دلم افروخته بود
ما هر چه مصیبت از جوانی دیدیم
زیر سر این عشق پدر سوخته بود !

مرا از پشت این سیگنال حس کن!
به دستانت مرا هم دسترس کن !
دلم از دوری چشمت گرفته است
نگاهت را برایم اس.ام.اس کن!

هم زنده و هم به گور خواهم بوسید
هر روز تو را ز دور خواهم بوسید
با میل خودت بوسه بده ورنه عزیز
یک روز تو را به زور خواهم بوسید!

از باغ جهان سهم دل من خار است
این پنجره هم بدتر از آن دیوار است
من شانس ندارم که یوزارسیف شوم
من عاقبتم شبیه پوتیفار است !

و یک کار طنز برای این روزها...
این روزا مملکت شلوغ پلوغه هر چیُو راست میگن همون دروغه! میگن نگین چیزی گرونه زشته! این مملکت یه باغی از بهشته! کی گفته اینجا گوشت مرغ گرونه ؟! به جون هر چی خروسه ارزونه! چون میوه ارزونه داریم می میریم انرژی هسته هاش هم می گیریم! اینجا کسی قبض نمی دونه چیه! آخه ما آب و برقمون مفتیه! اتل متل دبه و بشکه بردن! نفتو سر سفره هامون آوردن! بس که داریم از این خوشی جون میدیم عراق و افغانستان هم نون میدیم! کی گفته بی کاریه و کار کمه!؟ ما که یه عمره سر کاریم همه! دمکراسی داریم به جون بابات! علی الخصوص موقع انتخابات! هر چی که فکرشُ کنین روبه راست معضلمون فقط حجاب زنهاست! فساد نداریم اگرم گناهه! همش مال مانتوهای کوتاهه! ما مشت محکمی زدیم به شیطون با طرح امنیت اخلاقیمون! با گشت ارشاد همه ارشاد میشن! دزدای کله گنده آزاد میشن! جمله ی قبلو هر کی گفت دشمنه! تنها جوابش هم فقط کشتنه! دزدی کجا بود توی این مملکت؟ حیا کنید از این دروغ و تهمت! پایین بیایم بالا بیریم ماسته هر چی صدا سیما میگه راسته!

